تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - زیباترین اشتباه
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 مهر 1390 توسط سحر | نظرات ()

سرگرد با صدای تقریبا بلندی گفت : یکی یه تعهد ازشون بگیر و آزادشون کن .دیگه تو بازداشتگاه جا نداریم ..

یکی از پسرا انگار کله اش بوی دود میداد گفت : آزاد کنین ..؟ آزاد که بودیم ..!

آهــــا...تعهد میخواستین ! رو به بقیه کرد و گفت : بچه ها تعهد بدین که دیگه کوه نرین ..دیگه شادی نکنین ..مثل پیرمرد پیرزنا باشین ..یا حداقل مثل بچه ها بشینین فیتیله تون رو ببینین ! آخه جوونی جرمه تو این مملکت !

سرگرد به حالت مسخره آمیزی کف زد....بعد گفت : تو کی هستی ؟

نیما گفت : احتمالا بچه ننه ام ! شک داری ..؟!

سرگرد جدی پرسید : اسم ؟

-          نیما امینی

نام پدر ؟

-          مجید

سرگرد انگار این اسم براش آشنا باشه دوباره گفت .مجید امینی ..

شهید مجید امینی ؟

نیما گفت : نخیر ..خوشبختانه ! پارتی ندارم جناب سروان !

خوشبختانه رو یه جور کش دار ومسخره ای گفت ..

سرگرد به سرباز دستور تفتیش داد .کارت شناسایی رو که دید شوکه شد ..حدسش درست بود روح الله امینی فرزند مجید امینی ...شهید مجید امینی ..

سرگرد انگار بهم ریخته باشه با صدای لرزون گفت : تو دیگه چرا ؟

-          من چی ؟ اشتباه گرفتین .اصلا مگه چیکار کردم من ؟ دزدی کردم ؟ قاتل گرفتین ؟

دیگه تقریبا داشت فریاد میزد : من پسر شهید نیستم ! بابای من اونقدر عاقل بود که بخاطر روزگاری  که با بچه اش همچین رفتاری بشه خودشو به کشتن نده !

سرگرد نتونست جلوی خشمش رو بگیره و سیلی محکمی به صورت نیما زد ...

نیما ناباورانه و غافلگیر داد کشید : به چه حقی میزنی ..؟

سرگرد سرش رو میون دستاش گرفته بود ..به ستوان اشاره کرد که کسی رو داخل اتاق راه ندن .

چند دقیقه بعد سرگرد برگشت ..رو به نیما کرد و گفت : من سرگرد علی . ک . میخوام جلوی همه از تو عذر خواهی کنم ..بعد رو  به همکارانش کرد: ما ...ما چیکار کردیم که پسر شهید, پدرشو انکار میکنه ..؟ و ..

 

زیباترین اشتباه ..اینه که به اشتباهاتت اعتراف کنی ..هر چند که اعتبارت رو از دست بدی ..

 

همین عنوان را در کوچه های بغلی  بخوانید…

چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) /  میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) / حرف های نزدیک ( mEmol ) /  ترخون (مهدی زرین قلم) / پنجره ( محمد رضا) / منتظر پرواز /  طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) /  بی تو با تو بودن (سحر،طه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون (نسرین)  / روزهای من (یک بنده ی خدا) / روزگــــ شل.غم ـــــار (محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم (محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت ۲۵:. / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل (زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) / پرسش های علی ( علی) / زنبور ( علی ) / امروزه ( سیروس خلیلی ) / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / وب نوشت های یک دانشجو ( مرتضی طاهری ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) / با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)




طبقه بندی: گروه کوچه پس کوچه ها، 
نمایش نظرات 1 تا 30