تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - اولین بار ...
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390 توسط سحر | نظرات ()

اولین فیلمی که درسینما دیدم کلاه قرمزی وپسر خاله -6 سالگی

اولین کتاب درست وحسابی که خوندم  رمان اسیر (7بار خوندمش ) – 10 سالگی

اولین پسری که احساس کردم دوستم داره ! مرتضی پسر همسایه مامان بزرگم ، وقتی صداش میکردم بیاد تاب بده ، با کمال میل قبول میکرد ! - 8،9سالگی

اولین نمایشنامه که بازی کردم نقش عبیداله بن زیاد –  پنجم دبستان

اولین فیلمی که روم اثر گذاشت  ضیافت (مسعود کیمیایی ) با دوستام قراره هشت سال بعد رو گذاشتیم .که البته نرفتم !

اولین باری که فک ام افتاد ! وقتی یکی از اقوام اسمشو از عقیل به عرشیا تغییر داد !

اولین باری که اقرار کردم به تنهایی  رفته بودم درمانگاه ، خانومه گفت وسایلت رو بده همراهت ، گفتم کسی نیست من تنهام ..

اولین باری که جوگیر شدم .وقتی سپهرحیدری دقیقه 93گل قهرمانی پرسپولیس رو زد ..(پریدم هوا .. جلوی شوهر عمه ام ! کلی خجالت کشیدم)

اولین مرگی که خیلی روم تاثیر گذاشت  پارسال ، فوت همکلاسیم ..

 

اولین باری که خیلی ذوق مرگ شدم ! فردی بنام سامان گفت میخواد نوشته های منو کتاب کنه ، حتی جلدش رو هم طراحی کرده بود .

اولین مدت طولانی که همش مشکی  پوشیدم  از عیدپارسال تا الان .همینجوری ..

اولین باری که تو جمع گریه کردم  61 روز پیش ، فوت شوهر خاله ام ..

اولین باری که اولین ها رو گفتم   امروز شنبه 5 آذر 90

 

++اولین هارو همیشه خودمون میگیم ، آخرین ها رو دیگران میگن ..وقتی که ما نیستیم و رفتیم پشت صحنه....درست رفتن از این دنیا درس اول وآخره ..

 

اولین ها را بخوانید :

بی جوابی

حرفهای ناتمام

حرف دل

محمد آقایی




طبقه بندی: حرفهایی برای گفتن، 
نمایش نظرات 1 تا 30