تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - 27
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 فروردین 1391 توسط سحر | نظرات ()

دوستی می گوید مغرورشده ای و من هنوز به این فکر میکنم که او از کدام غرور سخن می گوید .

من که ساده تر از همیشه ام این روزها ،

اصلا من بابت تمام چیزهایی که شاید بتواند من را مغرور کند زحمت کشیده ام !

برای تمام بیست های دیکته ، برای  تحمل همه ی آن کلاس های رخوت انگیز،

برای زن بودن ، برای زیبا بودن، برای همه ی شیرینی ها و آجیل هایی که به خود حرام کردم زحمت کشیدم،

 برای تمام شب هایی که گریه کردم اما تلفن را بر نداشتم  بگویم پشیمانم .زحمت کشیدم .

برای همه فکر هایی که نکردم،جاهایی که نرفتم ،برای به روی خود نیاوردن حرف های منظوردار،زحمت کشیدم،

 من برای اینجا ، این مزخرفاتم حتی، زحمت کشیدم ،.

آه منِ زحمت کش ،  چه دارم برای مغرور شدن ! راستی چرا خودش نگفت ؟؟

غرور لعنتی . لعنت خدا بر تو !




طبقه بندی: یادداشتهای آخر شب، 
نمایش نظرات 1 تا 30