تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - 32
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 خرداد 1391 توسط سحر | نظرات ()

امروز یک دروغ گفتم .از آن دروغهایی که فکر کردن بهش حس بدی دارد .

یک برنامه نویسی بود که گفتم خودم  برنامه اش را طراحی کرده ام .

دروغش بزرگ نبود . من دروغهای خیلی بزرگتر از این ها گفته ام.

اما چیزی که حرصم را درمی آورد .آن ژست  غرورش بود .

آن کلاس گذاشتن کاذب !

، حالم از خودم بهم میخورد  ...

از تلاش مذبوحانه ام برای شنیدن تحسین . تمجید .

اصلا باورم نمی شود که این من بودم .

تو یعنی باورت می شود ؟!

جان مادرت راستش را بگو !




طبقه بندی: یادداشتهای آخر شب، 
نمایش نظرات 1 تا 30