تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - 34
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 توسط سحر | نظرات ()

یک حس های احمقانه ای گاهی وقت ها هست ،

که آدم حوصله اش سر می رود از همه چی . از مدارا کردن با زندگی ، با آنچه پیش آید ها .

دلش یک چیزهایی می خواهد که تا بحال نداشته است ، یک ذوقی که تابحال نچشیده است..

یک چیزی که قند توی دلش آب شود شاید ..

یک تحسین غافلگیر کننده که انتظارش را نداشته است،

یک ترحم عجیب ، یک ترحم که بعدش تو به کسی ترحم کنی از سر لطف!

یا یک چیزی مثل اینکه بلند بگویی : عجب شانسی آوردم !

می فهمی چه می گویم ؟!

 

++ بعضی وقتها در زندگی هست که آدم نمی داند به چه احتیاج دارد ..




طبقه بندی: یادداشتهای آخر شب،