تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - 39
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 مرداد 1391 توسط سحر | نظرات ()

دست خودمان نیست که روی حرفمان نمی مانیم ،

دنیا را گرد ساخته اند، یک روز می رسد که می آیی  روی همه حرفهای گذشته ات خط  می کشی ، پوزخند می زنی و یک " برو بابا.." بزرگ زیرش می نویسی!

یک روز می رسد که می بینی بی اعتقاد شده ای به خیلی حرفها،به باور های گذشته ات .به اینکه مثلا روزگاری میگفتی من هیچ جا بدون چادر نمیام !

یک روز می رسد که از بی اعتقادی خودت به گذشته ها ، از بی اعتقادی دیگران به گذشته شان حالت بهم میخورد و تنها راه حلی که بنظرت میرسد این است که بهش فکر نکنی !

یک روز می رسد که آرزو می کنی کاش نمی رسید.

یعنی  همان وقتهاست که دوست داری یک جایی بزرگ بنویسی:

لعنت به تو .......لعنت به تو آدمیزاد .

دیالوگ برتر:

یه چیز وحشتناک درباره ی زندگی اینه که همه دلائل خودشونو دارن.(قاعده بازی )




طبقه بندی: حرفهایی برای گفتن، 
نمایش نظرات 1 تا 30