تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - 46
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 دی 1391 توسط سحر | نظرات ()

این روزهایم به تظاهر می گذرند،

تظاهر به بی خیالی ، به شادی ، به اینکه مهم نیست ...

مهم نیست که چه بشود، که چه بگویند ، که چرا می گویند اصلا .

این خاصیت این شب هاست ..

شب های برو بیا ، خرید ، بازار رفتن های  مدام ، آرایشگاه دیدن ها ، همش حرف از لباس و مدل مو و جشن و خوشی زدن ...

میان این برهوتی که انتقادها به سحر زیاد زیاد بود ..که چرا مثل همیشه نیست ..چرا زیاد با گوشی ور می رود ..چرا گاهی خیلی غمگین میشود و گاهی خیلی سرخوش ..که حتما یه چیزی هست !

و  هی باز مدام باید تکرار کرد که : ای بابا .. ای بابا ....

میان این روزها ..، این شب ها حس خوبی به آدم می دهد ...

 

دیالوگ برتر :

فقط راجب کسایی که دوستشون نداری میتونی هرجور دلت خواست صحبت کنی !

( سریال فروشگاه )

 

پی دیالوگی نوشت : این روزا خیلی ها  خیلی راحت راجب سحر هرجور دلشون میخواد صحبت میکنن ..




طبقه بندی: یادداشتهای آخر شب، 
نمایش نظرات 1 تا 30