تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - 47
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اسفند 1391 توسط سحر | نظرات ()

دو ساعت دیگر مانده به شروع سال 92،سفره هفت سین مان آماده است، من و مادرم تنهاییم ..انگارکسی هم قرار نیست این تنهایی را از ما بگیرد ...

گفتم بیایم اینجا و در آخرین لحظات سال .." دلم میخواد هایم " را برای سال جدید بنویسم،

بنویسم تا بزرگ شدنم را به تماشا بنشینم ، تا گذر عقایدم را ببینم ...

جا دارد بارها از چیزهایی گفت که حالا حالاها جای گفتن دارد حتی اگر کلیشه باشند .

دلم میخواهد سال 92 مهم تر باشم ..مهم تر از الان ، نبودنم به چشم خیلی ها بیاید ..دلم میخواهد نه اینکه مغرور باشم ..نه ، اما چیزی داشته باشم برای مغرور شدن .دلم میخواهد سال92 سال پیشرفت فوق تصور کاری برایم باشد..جایگاه بهتر،حقوق بهتر ..،دلم میخواهد در سال نو جای هیچ شازده ای خالی نباشد هیچ آدمی برای فراموش کردن توی زندگی نداشته باشم، دلم میخواهد خواهرم برود پی زندگی شخصی خودش ..برادرم بچه دار شود . مادرم در کنار مادرش بماند ،و پدرم همیشه لبخند بزند. دلم میخواهد یک مسافرت خوب بروم ..مثل مسافرت سال 87 . که اگرچه دو روز بیشتر نبود اما هزار بار خاطره اش را مرور کردم، دلم میخواهد دوباره دلم از بعضی چیزها بریزد ...راستی چرا دلم نمی ریزد این روزها ..؟!

دلم میخواهد آخرین لحظه های سال آینده را این طور " عادی " نگذرانم ...میشود گفت کسانی که آخرین لحظه های سال را عادی زندگی کرده اند ، همیشه عادی زندگی میکنند .

دلم میخواهد سال آینده آرزوهای بیشتری داشته باشم برای نوشتن! هیچ فکر نمیکردم این متن به این زودی ها تمام شود..!


++خیلی چیزا هست تو دنیا که نمیشه آرزو کرد...

+++ امیدوارم سال 92 سال رسیدن به آرزوهای پاکنان باشد....




طبقه بندی: حرفهایی برای گفتن، 
نمایش نظرات 1 تا 30