تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - باربی ها حامله نمی شوند !
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 توسط سحر | نظرات ()

 

بدو بدو می آید سمت من ..انگار توی این مهمانی كم سن وسال تر از من را پیدا نكرده باشد.. چشمانش پر از زندگی است .. سریع می گوید سلام ! عروسكمو دیدی ؟  كیفش را باعجله باز می كند و عروسكش را بیرون میاورد ..از همان باربی های معروف است ولی با شكمی بالا امده ! شنیده بودم ولی ندیده بودم ..  با عجله پیراهن عروسك رابالا می دهد و شكمش راباز میكند و عروسك بی قواره ای را بیرون می آورد ! و به همین راحتی حاج خانم باربی فارغ می شود ! چشمانش از شادی پیروز مندانه عمل برق می زند .. می گوید :ببین عروسكم نی نی داره !!

می خواست واكنش من را بداند..همانطور كه من دلم مخواست عكس العمل دیگران كه ناظر این صحنه بودند را بدانم ..به عروسك خیره ماندم ولبخند زدم ..به روزهایی فكر كردم كه عروسكهایمان هم كودك بودندو پستانك به دهان داشتندو فقط می توانستند گزیه كنند نه زایمان.... !!

 

 

 پ .ن :خیلی وقت است كه حرف خوب زدن از یادم رفته ..جوری نوشتن كه مثلا یك حرفی داشته باشد برای گفتن ..قبل تر ها بلد بودم ولی الان برایم بی مزه شده است..فكر میكنم قد این حرفا نیستم ..راستش حسودی میكنم به ان ها كه در قلمشان از آرمان ها و باور هایشان مایه میگذارن ..

ببخشید كه من "شیك " نوشتن بلد نیستم ..




طبقه بندی: ساده بگویم از زندگی، 
نمایش نظرات 1 تا 30