تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - حرفهایی برای سحر
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 تیر 1390 توسط سحر | دوست نداشتی بی نام نظر بذار... ()

موضعم همان موضع شاد بودن است ..اما توی این چند روز كامنتی برام رسید كه خواستم  سر جمع همه ی این انتقاد ها چند وقته روخودم  مثل یك نامه بنویسم ..

سحر احمق من ..

از تو متنفرم ..نه بخاطر خودت ..بلكه به خاطر آنچه كه مطرح كرده ای ...از حرفهایی كه در این وبلاگ مسخره به زبان می آوری ..از این كه میخواهی خوانندگان نوشته هایت را احساساتی كنی ..گاهی فراموشت میشود كه تو یك زن هستی ! و این حرفها از زبان چون تویی شنیدنشان چه معنایی دارد ..

گاهی خودت را یك عاشق نشان میدهی گاهی یك دختر شیطان و بازیگوش ..

در پستهایت محزون بنظر میرسی ..اما در پاسخ نظراتت شیطنت موج میزند ..گاهی فكر میكنم این دو ,  دو سحر متفاوتند ..با دوگونه شخصیت ..كه تو آن را یدك میكشی ..

حس میكنم چیزی در تو عوض شده ..نمیدانم چیست ..اما حسش میكنم ..

این وبلاگ را بگذار برای حرفهایی كه سرشان به ته اشان بیازرد قدری ...

 

پ.ن : این پست فقط مخصوص انتقاد است ..پس بگو رفیق ...بگو ...




طبقه بندی: حرفهایی برای گفتن، 
نمایش نظرات 1 تا 30