تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - بقیه اش با خدای تو ..
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 تیر 1390 توسط سحر | نظرات ()

 

خوش خیال بودم ... فکر میکردم که یاد گرفته ام «خوب» را میشود با نشانه ها و علامتها پیدا کرد. اما ...حالا به «خوب» و «بد» شک کردم. به تمام علامتها و نشانه ها مشکوک شده ام. به خیر و شر بودنشان. پشیمان نیستم. فقط کاش میفهمیدم... كاش میفهمیدم این " قسمت " از كجا نشئت میگیرد......

به خدا اعتقاد دارم ..خدا علامت تعجبیست كه با آن میتوان تمام تكه پاره ها را بهم چسباند ..

شاید هم حکایت ما، کوچیکتر از این حرفها باشد و من زیادی بزرگش کردم.
هرچی که هست روی دلم بدجوری قلمبه شده...

فقط كاش میفهمیدم ...

 

خب، دیگه بریم...

        یه چیز دیگم بگم بعد...

 اون حکایت رو هر كی شروع کرد، خودش میدونه چجوری تمومش کنه...




طبقه بندی: یادداشتهای آخر شب،