تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - اینجا امن است ..
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ جمعه 7 مرداد 1390 توسط سحر | نظرات ()
 

میدونی ؟ من یه ساعت مونده به افطار سر درد میگیرم .اینه که نمی تونم ..

میدونی ؟ اصلا واس چی نباید لب به هیچی بزنم ؟ مگه اون واسه من چیکار کرده ؟ فوتینا ..! اصلا من باهاش قهرم ..دوسش هم ندارم ..برو اینا رو بهش بگو ..برو ..

میدونی ؟ من آخه دلم به حال این دخترای قند عسل !! میسوزه ..من نباشم کی به اینا حال بده ؟!جامعه پر گرگه ..

میدونی ؟ تو این مملکتی که نفتش یارانه ای .نونش یارانه ای .آبش یارانه ای ..من بیام روزه هم بگیرم ؟ عمرا ..

میدونی ؟ اصل به دل آدماس ..به نخوردن و اینا نیستش که ..! این حاج آقای ..رو دیدی؟ پدر سوخته یه پاش مسجد و خیرات میده ..ازون ور مال مردمو ..!

میدونی ؟ من آخه گشنه ام میشه ..وقتی هم گشنه ام میشه ..خوب گشنه ام میشه دیگه ..

میدونی؟  من دیگه جونی واسم نمونده ..شیرم کشیده شده والا ..دیگه دارم به پت پت می افتم ..از خود خدا رخصت گرفتم . 4 سال پیش رفتم دکتر.. گفت لازم نیست به خودت فشار بیاری ..

میدونی ؟ من زن می خواااام !!

میدونی ؟ رفیقام بهم میگن میترسی خدا کورت کنه ؟!!

میدونی ؟ همه جا با پارتی  کار راه میفته ..من خودم دهه ی اول محرم شله میدم در حد تیم ملی ! خداییش جام تو بهشته دیگه ..

میدونی ؟ میگن خدا ارحم راحمینه .فوقش اگه گناه هم داشت توبه میکنیم ..خدام که توبه پذیره ..پس قضیه حله دیگه ....

میدونی؟ به تو چه ..!!

بهونه ها زیادن ..اما . یه جای امن پیدا شده برای مهمونی..آماده ای ؟

     *   *   *

لینك نوشت  :بـــرای تـــو که خسته شدی ....

همین عنوان رادر کوچه های بغلی بخوانید :

چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت)یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان)وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی)بوی باران عطر خاک (باران سادات)پرسه خیال (رضوان پری)میثاق ( زینب حیدری)انتهای بیراهه (ف@طمه)حرف های نزدیک ( mEmol )ترخون (مهدی زرین قلم)پنجره ( محمد رضا)منتظر پروازطنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه)بی تو با تو بودن (سحر،طه)مینی تاک (هانیه)ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف)سین عین طا جشن بارون (نسرین) سپیده دم (محمد مهدی قاضی)روزهای من (یک بنده ی خدا)روزگــــ شل.غم ـــــار (محمد)پسر خاک (ساجد)نامه ها (امید حق گویان)ما که رفتیم (محمد)ملکه نیمه شرقی ساعت ۲۵:.سرداربه همین زودی (مهشید)دری وری های یک کیبورد به دستصور اسرافیل (زهرا)خانوم مهندس می نویسدبه قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر )پرسش های علی ( علی)




طبقه بندی: حرفهایی برای گفتن،  گروه کوچه پس کوچه ها، 
نمایش نظرات 1 تا 30