تبلیغات
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ... - سنگ قبرم
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 شهریور 1390 توسط سحر | نظرات ()

خواهر عزیزم .سیمای مهربانم ..سلام .

این چند خط رو برای تو مینویسم که در نبود من بخونی ..اسمش رو وصیت نامه نذار ..که وصیت نامه مال اوناییه که مال و منالی دارن ..من که نه مالی دارم و نه منالی ..نه لنج  طلایی ! و نه حساب بانکی .... امان از این " کوچه پس کوچه ها !"

اماخب بالاخره مرگ نزدیکه ...یه ترمز بی جا ، یه سرطان بی موقع، یه سرعت غیرمجاز و یه سر درد ساده آدم رو مسافر اون سرا می کنه...

حتما میپرسی چرا اینا رو واسه تو میگم ؟خوب من از وقتی چشم باز کردم تو رو توی اتاقم دیدم . البته هیچ وقت نذاشتی من لذت داشتن اتاق خواب شخصی رو بچشم ...بگذریم که تو همیشه به من به چشم یه غاصب نگاه میکردی .. این نکته خیلی مهمیه .حواست باشه برای بچه هات لحاظ کنی !

حرف از بچه شد ..

خیلی دلم میخواست دخترت رو ببینم و براش قصه بگم .حیف ......امان از این کوچه پس کوچه ها !

راستی وقتی خواستی براش قصه بگی قصه شاهزاده با اسب سفید رو تعریف نکن ...که رویابافی بی جهت نکنه .. که اینجا از این خبرا نیست ..که این روزها خرش رو هم برای سواری نمیشه پیداکرد ..بجاش همون شنگول منگول رو بگو که وقتی بزرگ شد حواسش باشه در رو به روی هر گرگ مظلوم نمایی باز نکنه ..

سعی کن زیگیل زندگیش نباشی .. گاهی وقتا پدر و مادر میشن کسایی که نا خواسته نمک پاشیدن روی زخم های زندگی .. اینارو به باباش هم بگو ..

باز حرف از باباش شد ..آره شوهرت رو میگم ..باجناق دار هم که نشد ! ...حیف !!! امان از این " کوچه پس کوچه ها !"

ازم قول گرفته که سفارشش رو پیش تو بکنم .که بیخیال گواهینامه و رانندگیت بشی ..ولی بیخیال ! فوقش چند بار دیگه میزنی به چراغ برق و لگنتون داغون تر میشه .فدای سرت ..

راستی خیلی هم دنبال اون دست بندت نگرد ..میدونم باور نمیکنی ولی باور کن برده بودم به مغازه داره نشون بدم که یکی عینشو بسازه ..نفهمیدم چطوری گم شد !

 قرار بود متن سنگ قبر رو برات بنویسم ! امان از این " کوچه پس کوچه ها !"

" لحظه ای بود و بودیم ..لحظه ای دیگر اگر باشد ..."

باقیش رو که خودت میدونی دیگه ..

اوه یه چیز دیگه !تا یادم نرفته !

اون هزار متر زمین منو ..آره همون که قراره بدن دیگه ..به همین زودی ها ! اونو وقف خیریه میکنم .

توش یه موجهای آبی بسازن که مال بچه یتیم ها باشه فقط .

خوب دیگه ..اینم از این ....راستی اگه دلتنگم شدی و خواستی نامه بدی آدرس من: آسمان هفتم .کیلومتر6 جاده برزخ .مشرف به بهشت ....

 

 

پی نوشت : تو کوچه پس کوچه هایی که همه دارن به متن سنگ قبرشون فکر میکنن ! دو تا کبوتر .قوی سفید ..مرغ عشق ..نمیدونم چی بگم .. دارن دنبال متن کارت عروسیشون میگردن  ..به افتخارشون کل میکشیم ! لی لی لی لی لی لی لی..!!


همین عنوان را در کوچه های بغلی  بخوانید…

چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت)یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان)وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی)بوی باران عطر خاک (باران سادات)پرسه خیال (رضوان پری)میثاق ( زینب حیدری)انتهای بیراهه (ف@طمه)حرف های نزدیک ( mEmol )ترخون (مهدی زرین قلم)پنجره ( محمد رضا)منتظر پروازطنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه)بی تو با تو بودن (سحر،طه)مینی تاک (هانیه)ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف)سین عین طاجشن بارون (نسرین) روزهای من (یک بنده ی خدا)روزگــــ شل.غم ـــــار (محمد)پسر خاک (ساجد)نامه ها (امید حق گویان)ما که رفتیم (محمد)ملکه نیمه شرقی.:ساعت ۲۵:.به همین زودی (مهشید)دری وری های یک کیبورد به دستصور اسرافیل (زهرا)خانوم مهندس می نویسدبه قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر )پرسش های علی ( علی)زنبور ( علی )امروزه ( سیروس خلیلی )خدا - عشق - امید ( زهرا )دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف )وب نوشت های یک دانشجو ( مرتضی طاهری )مرد کاغذی (ابراهیم )




طبقه بندی: گروه کوچه پس کوچه ها، 
نمایش نظرات 1 تا 30